آرامتر
دیشب بعد از مدتها احساس کردم به آرامش رسیدم. اتفاق خاصی نیفتاد اما از اون آشفتگی ذهنی رها پیدا کردم.
دیشب با دوست خواهرم راجع به درس صحبت کردم و گفتم که چه مسیری رو طی کردم. تا کجا خوندم و چکارا کردم.
گفت که خوب پیشرفتی و خوب هم مقاومت کردی : ))
گفتم اره ولی دیگه اسفند انرژیم ته کشید.
خواهرانه بهم پیشنهاد کرد که یکسری دروس امتحان رو نهایی بدم.
منم دارم سعی میکنم تنبلی رو کنار بذارم و یک مقدار از تلاشهامو دوباره احیا کنم
_
من هیچ وقت احساس خوش صدا بودن نمیکردم ک این چند وقت با هر کسی صحبت کردم از صدام تعریف کرده. خیلی عجیبه برام و حقیقتش اینه خوش صدا هم واقعا فکر نکنم محسوب بشم.
نمیدونم ولی این آدمهای مختلف چی میبینن یا چی گوش میدن: ))
شاید هم طرز صحبت کردن و استفاده از کلمات روی صدا هم تاثیر میذاره؟ نمیدونم واقعا.
_
خیلی عجییه با این که از معلمی خوشم نمیاد ولی با بچهها ارتباط خوبی میگیرم. دوست هستیم با هم تا این که من در جایگاه قدرتمند باشم و اونا بازیگر کلاس.
گاها حتی توی کارها هم به من پیشنهاد میدن و با این که کلاس دومن پیشنهادهای خوبی میدن و استفاده میکنم.
البته این روش دردسر بیشتری داره تا اون روش که حکومت میکنی. کلاسهایی که روش حکومت کردن و دیکتاتوری پیش میرن خیلی ارومترن و منظمتر.
من کلاسم پرجنب و جوشه. حرف میزنیم، تصمیم میگیریم با هم، بچه ها به همدیگه کمک میکنن و میدونید خب تنشستن سرجاشون.
من نمیخوام بشینن سرجاشون همهی ساعت رو. خودم ازشون میخوام وقتی چیزی بلد نیستن از من یا از همکلاسیشون کمک بگیرن.
شاید بهترین لحظهی کلاسم زمانی باشه که یکی از بجهها میاد کنارم میایسته و بدون ترس میگه خانم من این رو یاد نگرفتم، میشه لطفاً بهم یادش بدین؟ من عاشق این لحظهم. جدی جدی حس میکنم همه چیز یک طرف و این لحظه یک طرف دیگه.
دقیقا من همین رو میخوام. یادگیری بدون ترس و احساس شکست.
این که اونقدر اعتماد کنن که بیان به من بگن یادنگرفتن و من براشون دوباره توضیح بدم. دوباره و دوباره.
به این لحظه فکر کردم، چون این روزها دارم با دانش آموزی که درسش زیاد خوب نیست به طور ویژه تر کار میکنم.
صندلیش رو کنار خودم گذاشتم و هر زمان که بشه اشکالاتش رو رفع میکنم. نمیخوام بذارمش کلاس دوم بمونه
گاهی ولی فکر میکنم شاید من معلم خوبی نباشم. معلم خوب یک جور دیگه توی ذهن همه رفته.
بیخیال. من خوبم: ))) همین که با هم حالمون خوبه راضیم.
__
یکم غمگینم امشب، یه کوچولو.
تغییرات هورمونی اخیرم به خاطر قرص هورمونی که خوردم متفاوت شده
اخ اخ
__
خوابم میاد. بهتره بخوابم.