من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

خب

سه شنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۲، 17:43

میدونستین به تعویق افتادن

کاری که دلتون میخواد انجام

بدین چقدر میتونه حالتونو خراب کنه؟

نصف دلیل حال خراب من در این

یکسال گذشته

برای به تعویق و نرسیدن‌ها بوده.

پشت سر هم هی آدم میخواد

و نمیشه. میخواد و نمیرسه دیگه

جدی جدی یه جایی رد میده.

الان زنگ زدم برای انجام کاری که مدت‌ها

دلم میخواست انجام بدم و خانمه گفت فکر کنم

تعرفه فرق کرده و باید پرونده‌ت رو چک کنم

هزینه جدید رو ببینم.

دلم میخواد بدبین نباشم و بگم

خب ممکنه حتی تغییر نکنی یا جور بشه

اما خسته شدم و دلم گرفت.

پووف.

: )

این روزها و قبلتر و بعدتر

شنبه یازدهم آذر ۱۴۰۲، 7:36

به قدری خوابم میاد که به حال تمام

انسان‌هایی که خوابن غبطه میخورم‌

هوای امروز سرده و خواب آلو.

فکر کنم بهترم. در اصل خیلی بهتر از.

پارسالم.

زندگی به روال قبلی در جریانه

هنوز خیلی چیزها باب میل و نرمال نیستند

اما آدم عادت میکنه. نمیدونم عادت کردم

یا یادگرفتم نادیده بگیرم.

__

نوشته‌های یک انسان در راه

رو میخونید. دارم میرم سرکار‌.

__

کلاس زبان نوشتم.

دو جلسه سر دو کلاس متفاوت رفتم

و یکی از معلما خیلی جدی و پیگیر

تکالیف بود‌. همینو میرم که از

زیر کارا در نرم:))

____

راستی دلگرمی آدم‌ها چیه؟

توی مقاطعی انگار کمرنگ میشه همیشه

و چیزی برای تلاش وجود نداره.

__

برای دختر خواهرم اردک خریدن

و این اردک توی خونه همه‌ش دنبال بقیه‌ست

خیلی بامزه ست با این که جاش

توی خونه نیست:))

___

امیر یادتونه؟

از تابستون دیگه باهاش حرف نمیزنم.

قهر نیستیم ولی حس بدی میگرفتم

پس تصمیم گرفتم به راه و روشی

تموم کنم رابطه رو.

آدم وقتی تصمیمای سختشو

عملی میکنه خیلی راضی‌تره از خودش.

راضی‌م از خودم

البته الان کمی دلتنگشم.

___

: )
© من نوشت