من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

زندگی من، این روزها

یکشنبه هفدهم فروردین ۱۴۰۴، 12:58

درست لحظه ای که ازت می برم تحمل ندارم شکست می خورم

دقیقاً همین آهنگ یراحی شدم. درست لحظه‌ای که ازش میبرم، تحمل ندارم و شکست می‌خورم.

به نظرم فرایند کات هم جالبه. مجبوری دوری کنی و دوری رو بپذیری برخلاف میل خودت. کات؟ کات برای همچین چیزی زیادیه یا کمه؟ نمیدونم اما کلمه‌ی درستش نیست.

نمیدونم درسته یا نه ولی من قصد ندارم نزدیک باشم.فکر می‌کنم به اندازه کافی نزدیک بودم. البته گاهی من فکر میکنم نزدیک بودم و اون میاد بهم ثابت میکنه که دور بودم : ))))

اما حقیقتاً من توی دوست داشتنش بیشتر از خودم بودم. من که همیشه کم حرف بودم و خجالتی این بار اینجور نبودم. حالا هم چیزی بدهکار نیستم به خودم.

میتونم نفس عمیقی بکشم و آسوده بشینم.

کاشکی ولی تو نزدیک بشی. نزدیک بشی ولی راه نزدیک شدنمونم باشه. یه جوری که راهی هم باشه. چرا راه‌ها همه بسته بودن؟

ولش کنید. ادامه میدم بدتر میشه

: )
© من نوشت