پر+ خاش: پرخاش
دیشب اصلاً خوب نخوابیدم.
شاید دلیلش این باشه که مامان قبل از خواب زنگ زد و گفت: آماده باش دادن و حالا که تنهایی اگر شب صدا شنیدی نترسی.
شاید هم دلیلش ماهی بود که خوردم و تشنهم کرده بود.
هر چه بود باعث شد دیشب چهار بار بیدار بشم، آب بخورم و در این بین کولر هم هی خاموش میشد از گرما مردم.
صبح با سردرد بدی بیدار شدم. رفتم حموم و سعی کردم در آب، آرامشم رو پیدا کنم که موفق نبودم.
در کنار بهم ریختن برنامه روزم، به شدت عصبانیام. از همه چیز عصبانیام
از این که نمیتونم درست تمرکز کنم، از این که هزارتا درس مونده برام، از این که حقوق ندارم و حس میکنم الکی خودمو معطل کردم، از این که انسانها گاهی خودخواهن، از این که سوسنم.
من امروز عصبانی و دلیلش اینه که چرا سوسنم.
امروز نمیخوام سوسن باشم.
این مدت خیلی فشار به خودم اوردم. فشاری که نتیجه خوبی هم نداشته و حالا حس میکنم خستگی مونده و من هیچ کاری هم نکردم.
پرخاشگر هم شدم. با بقیه خوب صحبت نمیکنم این در حالیه که تنهام و شاید در حد دو دقیقه تماس تلفنی داشته باشم و همون دو دقیقه هم دارم پرخاش میکنم.
درود بر این سوسن جدید.
ایدهای ندارم که چکار کنم عصبانیتم کم بشه. شاید فردا برم استخر.
شاید هم امشب تا میتونم جیغ بزنم. نمیدونم
سوسن امروز شبیه سوسن نیست.
میخوام کمی چشمامو ببندم و وقتی باز کردم امیدوار باشم که بهتر شده باشم