من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

سکونِ غم.

پنجشنبه هفتم خرداد ۱۴۰۵، 21:41

چیزی که بین من و آقای ح در جریانه رو اصلاً دوست ندارم.

مسائل به سادگی حل میشن اگر که وقتی نیازه تماس بگیره و حرف بزنه.

من گفتم نمی‌خوام باهات حرف بزنم؟

خب تو بگو بیخود کردی و زنگ بزن.

من ناراحت بودن طولانی رو بلد نیستم.

حتی الانم ناراحتم ولی از این که به جای حرف زدن راجع بهش هر کدوم یک قسمت جداگونه داریم فکر می‌کنم رو دوست ندارم.

من این جور مشکلات رو حل نمی‌کنم که در تنهایی بشینم و اون هم توی تنهایی.

شاید هم این بار باید تلاش کنه از دلم‌ دربیاره. غم نشسته توی دلم، غمی که آقای ح مسببش بود‌.

آخ عزیز من، آخ

: )
© من نوشت