امتحانام تموم شدن.
دقایق آخرِ اخرین امتحان برق رفت
و من با ای دی اس ال به نت وصل بودم😬
خیلی صحنه ی جالبی نبود.
هول کردم و نمی دونستم چکار کنم.
توی سایت هم یکبار حق خروج داده بودن بهمون.
پس از تحمل لحظاتی استرس، زنگ زدم دانشگاه
کسی جواب نمی داد تا این که در نهایت حسابدار جواب داد
و گفت شماره موبایل پشتیبانو میدم ولی نگی من بهت دادم
😁😁
خلاصه در نهایت جوابای صفحه آخر که نوشته بودم رو واتساپ کردم و استاد هم پیام دادم و گفت مشکلی نیست، نگران نباشید.
بالاخره تموم کردم
ولی راستش ناراحتم که سر برق رفتن هول کردم
به نظرم مدیریتم اومده پایین، قبلا اینجور نبودم🙄
_
نمراتم تا الان اوک بودن.
سه واحد مونده فقط که نمره نزدن.
__
بدون اینستا و توییتر و اینچیزا
گوشی خیلی خلوت میشه.
تلگرامم که دارم هیچ کانال خاصی عضو نیستم
تنها گاهی به یکی دو تا از دوستام پیام میدم.
تقریبا استفاده م از گوشی به حد نوکیا یازده دو صفر رسیده.
ولی واقعا باعث آرامشم شده، دغدغه های ذهنی م
چک کردن های الکی و ... رو دیگه ندارم.
همین که بدونی چیزی توی گوشی منتظرت نیست خیلی خوبه.
____
چند روزه به مصاحبه ی مترجما و نویسنده های معروف ایرانی دارم گوش می دم.
مثل خانم فرزانه طاهری، نازی عظیما و ...
راستش خیلی ناراحت شدم.
انگار تازه چشمم باز شد.
جدای از باز شدن چشمم یه موضوعاتی مطرح شد که علاقه به کتاب خوندنم رو یه جورایی پایین اورد.
سه سال پیش که کتاب بار هستی رو خوندم
یه جاهایی از کتاب باعث سردرگمی م می شد.
بعد از کنکور بود و فکر می کردم به خاطر اینه که خب خیلی وقته کتاب نخوندم و تمرکزم اومده پایین.
کامنتای گودریدز درباره این کتاب می خوندم همه ازش تعریف داده بودن و انگار فقط من بودم که وسط کتاب یه سری اتفاقاتو نمی تونستم بهم وصل کنم.
خب به هر حال تمومش کردم و کلیت کتاب رو دوست داشتم.
توی مصاحبه ی خانم فرزانه طاهری متوجه شدم
این کتاب بار هستی به شدت سانسور شده و گمشدن من توی اتفاقات به این دلیل بوده.
خانم طاهری میگفتن که این کتاب حول محور مسائل جنسی می گرده و وقتی توی ایران ترجمه ش می کنن باید اصلش که مفاهیم جنسی ن رو تغییر و حذف کنن و خب کتاب کلا تغییر می کنه و من هیچ وقت حاضر نیستم این کتابو ترجمه کنم چون به نویسنده وفادار نخواهم بود.
یه کتاب دیگه هم بود نوشته ی گابریل گارسیا مارکز، عشق سال های وبا.
اونم سر خوندنش خیلی اذیت شدم و به هر کی میگفتم
میگفت که قلم مارکز کلا سخته وفلان بهمان.
اینو هم متوجه شدم توی ترجمه دو فصل از کتابو حذف کردن😑
دوفصللللل، خدای من ، دو فصل یه کتاب رو چطور دلشون اومده حذف کنن.
واقعا زورم اومداااا.
می دونستم کتابا سانسور می شن ولی فکر نمی کردم دیگه اینجور باشه. انتظار ملایمت بیشتری داشتم.
اصلا درد بگیرن انشالله.
خلاصه بگم واقعا دیگه دلم نمی خواد کتاب ترجمه شده بخونم.
زبانم رو تقویت کنم و اصلی بخونم سنگین ترم.
قبلا هم کتاب زبان اصلی رو امتحان کردم و می دونم سخت نیست.
__
وای راستی
توی اون تیم تولید محتوا اینا که بودم
ازم راضی بودن و قبل از این که کل پروژه ها رو انجام بدم
ارتقام دادن💃
در اصل منو مسئول کردن که روی کار تعداد از بچه ها نظارت کنم.
خیلی حس خوبیه😁😁
کاش از پسش برمیام و
کلی چیز یادبگیرم در این بین.
__