آینده ابهام
شنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۰، 3:51
امروز داشتم فکر می کردم به کی نیاز دارم؟
به نظرم اومد به کسی نیاز دارم که من نباشه.
دیوونه ترم باشه و قدم به قدم این چارچوبامو بشکنه.
خیلی دلم می خواد دیوونه تر باشم، بی پروا و شاید حتی شادتر.
چند باری هم تلاش کردم ولی موقعیتا رو از دستمیدم.
فکر کنآخرشم عاشق یه پسر بد شم.
بعد مجبور می شم مست کنم باهاش= ))
خیلی تصور خنده داریه، منِ مودب ،
چارچوب دار و گاها عصا قورت داده
تلو تلو بخورم.
چقدر پر از کارهای نکرده ام.
: )