من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

خب

سه شنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۰، 12:51

چند روز پیش توییتر رو دوباره نصب کردم

یه روزی هم داشتمش ولی پاکش کردم.

احساس کردم به اون دنیا تعلق ندارم.

دغدغه ها و حرفاشون برام جذاب نبود و از این

که یه موضوع رو این قدر بزرگ میکردن و نظر میدادن

منزجر شدم و در آخر لوگ اوت کردم.

حتی اینستا هم نصب کردم ولی دلیل خیلی از پست ها

رو متوجه نشدم.

نفهمیدم چرا وعده ی غذایی یه نفر باید برای من جذاب باشه و وقت از من بگیره؟

کاشکی مثل انجمنا و سایتا شبکه های اجتماعی هم اختصاصی شن و مثلا کسایی که فیلم دوست دارن دور هم جمع شن ، کتابی ها دور هم ، هنری ها و ....

الانم مثلا لترباکسد هست ولی فقط میشه نظر داد

به نظرم باید مثل توییتر و اینستا فضا رو بازتر کنن

و بشه عکس از فیلم گذاشت و پست پست باشه.

از گودریدزم خوشم نمیاد آخرین باری که به روزرسانی ش کردن برای عهد بوقه🙄

خلاصه اصلا اینجوری رو نمی پسندم.

_

بدنم دوباره کاملا خشک شده.

دیشب کرمم تموم شده بود و تو خواب پوستم گز گز میکرد.

بعد از کلاس کرم جدیدی گرفتم .

شامپو هم گرفتم ، شامپوی قبلی پدر موهامو در آورد و خشکشون کرده بود:/

 دو تا دفتر ۱۰۰ برگ گرفتم

برای زبان نیاز داشتم.

(چقدر خوبه که آدم کارای روزانه شو تعریف کنه، من  لذت می برم از این کار😁)

__

طراحایی که می کشم قابل قبول و خوبن.

واقعا شبیه در میان. عجیبه باورم نمیشه.

یه طرح جلوم میذارن و تا ۸۰_۹۰ درصد شباهت می تونم درش بیارم.

البته هنوز تو کار چهره نرفتم . 

چهره رو زیاد دوست ندارم از طبیعت بیشتر لذت میبرم.

شاید بعد از این که سیاه قلم کار کردم برم با خودکار کار کنم.

امروز یکی از بچه ها رنگ روغن کار میکرد.ای دلم خواست.

ولی خب🚶‍♀️

__

ماهی یه تومن خرج می کنم .

واقعا عجیبه چیز خاصی نمی خرم فقط چیزای روزمره و کمتر از اون یه تومن هزینه میبره.

۲۰۰ تومن پول کلاس میدم و اون ۸۰۰ تومن باقی

برای چیزای کوچک میره و حتی می تونم قسم بخورم برای چیزای بیخود خرج نمی کنم و هر چی هست جز لزوماته.

ناعادلانه ست که هر چیز نه چندان باارزشی شده ۶۰ _۷۰ تومن.

واقعا متاسفم برای زمان و مکانی که درش وجود دارم.

همه چی می تونست زیباتر و راحت تر باشه.

: )
© من نوشت