در نهایت
دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۵، 9:26
دخترخاله زنده موند.
خیلی حرف دارم راجع به این کار. هنوز کمی گیج و یکم هم خشمگینم. بهتر بشم میاد مینویسم.
استرس زیادی این چند روز هم بهم وارد شد. یکم زمان میخوام
: )