من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

باز هم تعلیق و معلق

دوشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۳، 15:9

توی پروسه یادگیری قرار گرفتن، باعث شده هیجانی بشم و بخوام هی تعریف کنم.

کلاس امروز شنا عجیب بود. از این نظر که وقتی وارد آب شدم دوباره ترسیدم و هیچ کاری نتونستم بکنم. اما قلق خودم دستم اومده، به مربی گفتم چند دقیقه فرصت بده تا من با خودم کنار بیام و مربی که دیروز رو فراموش نکرده‌بود، مخالفتی نکرد.

چند دقیقه رفتم تمرین کردم و به این نتیجه رسیدم آب ترسناک نیست و دی‌دی‌دیرین: )) یادم اومد چطور روی آب می‌ایستادم.

برگشتم به ریتم کلاس. جدی فکر کنم بامزه‌ترین شاگرد در یادگیری اونجا منم. مربی دهنش سرویس میشه توضیح میده و توضیح میده و من جلوش هیچ کاری نمی‌تونم بکنم تا وقتی که رهام کنه به حال خودم. مربی بسیار خوش‌اخلاق و مهربدنه. من از آب میترسم هنوز و دقایقی برای نترسیدن نیاز دارم.

+ ذوق و شوقم برای یادگیری شنا اونقدر زیاده که دوستامم ترغیب شدن برن کلاس. من عاشق پروسه‌ی یادگیری‌م. از صفر شروع کردن و یکهو بلد شدن.

: )
© من نوشت