این روزها چطوره؟
وقتی کسی کراش میزنه
سعی میکنه به نوعی خودش رو وارد زندگی طرف مقابل کنه.
کنجکاو راجع به اتفاقات زندگی اون طرف میشه و به نوعی تلاش میکنه جزیی از اتفاقات بشه.
مدتها بود کسی مایل به دونستن من و زندگیم نشده بود
ولی این روزها حس میکنم باز هم کسی داره نزدیک میشه.
_
تصمیم ندارم ارشد بدم ولی احتمالا المپیاد دانشجویی بدم.
بیبرنامهترین برههی زندگیم رو سپری میکنم.
نمیدونم چی خوشحالم میکنه
و چی باعث میشه از خودم راضی باشم.
توقعاتم به شدت پایین اومدن و بلند پروازیهام گم شدن.
البته بلند پروازیها رو قایم کردم.
نرسیدنها و موانع یه دسیسه کثیف برای بلند پروازیهام بودن.
خب اینا باعث نمیشن کوتاه بیام ولی توی این موقعیت کمی منو وادار به عقب نشینی کردن.
ناخدای ذهنم فریاد عقب نشینی داد ولی کشتی رو آتیش نزدیم.
و همین یعنی امید دارم.
__