من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

حرص و جوش

دوشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۰، 18:10

___

اومدم دودقیقه درس بخونم

تو ذهنم همه ش دارم خودخوری و دیگران خوری می کنم.

تصمیمات غلط بقیه مخصوصا خانواده مستقیما روی ما تاثیر میذاره.

همیشه تحت شعاع تصمیماتشون هستی.

شاید یکی از راه های موفقیت این باشه

از یه جایی به بعد خودت رو جدا کنی.

دیروز س میگفت  که خواهرش

گفته یکم وضعیت بهتر شه

میره پانسیون چون توی خونه اصلا موقعیت درس خوندن نیست.

خونه ی ما هم وضعیتش همینه، تا میای تصمیم بگیری

درس خونی هزار تا اتفاق می افته.

تازه مثلا ما طبقه ی بالا هستیم که بازم باید بگم هیچ تااااثیری نداره، چون توی اون محیطی.

کتابخونه ها هم اینجا هنوز بستن.

تنها خوبی خوابگاه شاید اینه که برنامه ریزی زندگی ت دست خودته.

_

وای این موارد اقتصادی خانواده هم بدجور منو حرص میده

هیچ برنامه ای ندارن.

__

باید بگم پی ام اسم هستم‌😑

و همه ی موارد ریز هم حتی برام درشت تر از قبل نشون داده میشه.

 

: )
© من نوشت