من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

آذر ماه

شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹، 1:5

به نظرم مردده

توی تصمیماش

حرفاش 

گاهی دور میشیم از هم ، دوووور

و دوباره برمیگرده...

 

اینو آذر ماه توی همین وبلاگ نوشته بودم، اصلا یادم نبود

اما میبینم که باهوش بودم و حواسم بوده به همه چی 

ز میگه تو زودتر از من آدما رو میشناسی، من انکار میکردم تا دیشب

اما الان نگاه میکنم به نوشته هام ، همه چی واضحه 

و شاید حس من بوده که نمیخواسته قبول کنه اما همه چی واضح بوده

و شاید الان باید اضافه کنم،جز مردد بودن  ترسو هم بود

هنوزم از روبرو شدن با من فرار میکنه مهم نیست اما کتایام برام مهمن

امیدوارم باعث نشه که به دوستش پیام بدم ... 

نمیدونم دقیقا راجع به من چی فکر میکنه، توی بحث و دعواها من شخصیت پیچیده ای ندارم

چیزی به طرف نمیگم و فقط حذفش میکنم... فکر نکنم رفتار ترسناک‌ی باشه و باشم

ف میگه ترسو و مطمین باش از کاراش خجالت زده

اما من به این فکر میکنم

خودخواه بوده و احتمالا بی وجدان...

 آدما متفاوتن و عجیب.

: )
© من نوشت