من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۸، 3:23

خب پدربزرگم رفت‌...

به گمانم راحت ترین خواب رو امشب تجربه میکنه...

شرکت توی مراسم های عزایی که متظاهرانه ست اذیت کننده س

توی مراسم ،نگاه میکردم واقعا چند نفر ناراحت بودن و گریه میکردن؟

کاشکی قسمت مردونه بودم...

سرم و چشمام درد میکنه و خسته م...

آه

: )
© من نوشت