دی
شنبه
هوا هنوزم به من حس زمستونرو نمیداد،
هماهنگ کردم با دوستم رفتم بیرون
کافی شاپ اولی که رفتیم تارییییک
و پر از پسر بود: )))
از اونجا بلند شدیم ، مقصد بعدی خلوت بود
و راحت بودیم ...
کمی پیاده روی کردیم
و هوا رو واقعا دوست داشتم
____
برگشتم خونه
داشتم برای خواهرم اتفاقات رو تعریف میکردم.
که شماره عجیب و غریبی روی گوشیم افتاد
میدونستم ممکن اون باشه
اما نمیدونستم صدای گوشی ماین قد بلنده
تا گفت الووو من سه متر پریدم هوا : |
خواهرمم با چشمای بیرون زده نگام میکرد
محل رو سریع ترک کردم
و توی مکالمه حدود۲ دقیقه ایمون
سفارشات ایمنی ت ، مبنی بر این که درس بخون
کی تعطیل شدین؟ امتحانا ۲۱یا۱۸؟
همه رو سریع گفتی...
من کمی تو مکالمات تلفنی دست پاچه میشم -_-
و نپرسیدم کی برمیگردی...اما فک کنم گفتم که مواظب خودت باش
گفت که دوباره زنگمیزنه ...