من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

اختیاری که سلب نشده

چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۵، 10:4

از تلگرام گوشی‌م چند روز قبل اومدم بیرون.

فقط اکانتی که روی لپ‌تاپ دارم رو نگهداشتم که اونم کسی نداره. فقط برای دانلود فیلم استفاده می‌کنم، فیلم‌های درسی، ایرانی و خارجی. ویدیوکلوپیه برای خودش.

تلگرام لپ‌تاپ رو به آقای ح دادم و الان میگم کاشکی نمیدادم بهش.

نه این که پیام بده یا وقتمو بگیره، نه.

من این روزها خیلی حساس شدم و بهم ریخته هم هستم. بازیابی اطلاعاتی که دو ماه پیش داشتم سخته و گیر باخود و بیخود میدم.

اصلاً دوست ندارم وقتی خودم بابت چیزی سردرگم، ناراحت یا همچین چیزی هستم کسی دیگه رو هم درگیر کنم.

به خودش این رو بگم، پاره‌م میکنه که این حرفا چیه میزنه.

__

یادآوری درس‌هایی که آدم قبلاً خونده و الان شبیه بز فقط نگاه میکنه و میگه: ئه این آشنا ست ولی نکته‌ش چی بود؟

خیلی حس افتضاحیه.

انگار که نه انگار کلی تست زدی برای این فصل و به خیال خودت بلد شدی.

در همین حین باید به اون دو تا نهایی هم فکر کنم و مدیریتشون کنم.

کاش یکی منو مدیریت می‌کرد. شبیه این بازی‌های کامپیوتری، من می‌شدم نقش اول بازی و دسته رو یکی میگرفت و هر کاری میخواست میکرد. اون وسط اگر تقلب می‌کرد و یکی دو تا رمز کمکی هم میزد بسیار عالی.

افسوس و صد افسوس که خودم باید برم مدیریت کنم و غر هم نزنم.

: )
© من نوشت