من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

ساده و گذرا

دوشنبه بیست و چهارم آذر ۱۴۰۴، 11:36

امروز دیرتر بیدار شدم. دوست دارم ساعت خوابمو بکشم عقب‌تر.

این هفته هدف رو میذارم زودتر خوابیدن.

به نظرم خوب دارم پیش میرم. هر چند هیچ وقت قطعیتی راجع به این موضوع ندارم.

ابن روزها راجع به هیچ موضوعی قطعی نمی‌تونم نظر بدم. درباره همه مسائل با تردید صحبت می‌کنم.

تردید؟ شک داشتن.

هوای این روزها کمی سرد شده و چون من بیشتر اوقات نشسته هستم بیشتر هم احساس می‌شه. تحرک نداشتن سردی رو تا اوج خودش میبره.

خوب شد بخاری پیدا شد وگرنه من سرمایی به مشکل برمی‌خوردم.

توی این هوا دلم می‌خواست برم استخر. دوست داشتم برم شنا کنم و یادم بیاد کارهایی دیگه هم بلدم انجام بدم.

دور که میشم یادم میره تک بعدی نبودم و هنوز می‌تونم حس خوب داشته باشم‌. حس خوب جدای از درس، حس خوبی که از کارهایی که برای دل خودم انجام میدم نشات میگیره.

یکی دوبار رفتم توی سایت موردعلاقه‌م، کتابفروشی‌های سرتاسر کشور، خواستم کتاب سفارش بدم و پشیمون شدم. تا انتخاب هم رفتم ولی برگشتم. نیازم نمیشن الان و میدونم تا تابستون هم وقت ندارم. دلیلی برای خریدنشون پیدا نکردم.

دو تا کتاب تست هم باید بخرم و داشتم برآورد می‌کردم آنلاین بخرم یا حضوری؟

همین الان تماس گرفتم با یک کتابفروشی حضوری و پرسیدم این دو تا کتاب رو دارید؟

گقت: اولی رو داریم. برای اولی مجبوری بیای دیگه، دومی رو هم میگردم یا داریم یا نداریم.

منطق ۱۰/۱۰

برم بخونم.

: )
© من نوشت