من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

یکسال در قعر جدول

چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۴۰۲، 1:31

دوست ندارم بخوابم

و حتی دوست ندارم فردا بیدار شم.

بدم میاد از این زندگی. نمیدونم چطور

هضم کنم منی که همیشه توی اوج بودم

حتی اوج هم نبود،متوسط بودم

الان ته جدولم.

هر چی با خودم گفتم صبر کن درست میشه

نشد. از صبر بدم میاد. یکسال تمامه ته جدولم.

هیچی سر جاش نیست و من هم سر جام نیستم.

خیلی خسته‌م واقعا.

امروز با دوستم رفتم بیرون و به قدری

احساس ناکافی بودن کردم که برگشتم

گریه کردم. اونقدر ‌‌کم شدم که واقعا

حق دارم نخوام دوستامو ببینم.

حتی بحث افسردگی هم نیست.

جدی جدی دیگه دلم شکسته.

+ من خودم همیشه از ادمای فاز منفی بدم می اومد

حتی الانم بدم میاد

اما حالا میبینم گاهی نمیشه و نمیشه.

ادم چطور نشدن‌ها رو دووم بیاره؟

اصلا چطور میتونه خوبی‌ها رو ببینه؟

نمیدونم. دیگه نمیخوام بدونم.

: )
© من نوشت