من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

انتخاب

پنجشنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۱، 13:24

توی ریل‌باشم و دارم برمیگردم خونه.

آه خونه، آه زندگی

آه خانواده.

الان (ا) برام یه هایلات اسکراب فرستاد و من داشتم فکر می‌کردم

این یونیفرمای بیمارستان به چه کار من میاد:))

پرسیدم برای مدرسه بپوشم؟🤭

گفت نه خیر، انتخاب کن برای بیمارستان می‌خوام.

یک ساعت منتظر بود من رنگ بگم.

خداییش روم نیست بهش بگم که بابا من کوررنگی دارم و 

یکم ممکنه انتخابام متفاوت باشن😬

انتخابای من، انتخابای خنثی میشن که مطمئن باشم عجیب و غریب نیستن. از بس تجربه‌ی عجیب در این رابطه داشتم.

و از طرفی دوست ندارم در انتخاب کردن کنار گذاشته شم😒 خب وقتی بگم کوررنگی دارم به طور ضمنی اینو دارم میگم که از من نظر نخواید.

خلاصه دو تا رنگ آبی نفتی و بنفشو گفتم که آخرش زرشکی انتخاب کرد اصن😐

__

فراز به جای مرسی و اینا میگه 

جگرت را خام خام

بعد من همه‌ش تصویر هندجگرخوار توی فیلم محمد میاد توی ذهنم.

___

استرس یک مهر رو دارم🥺

من می‌تونم؟

خیلی شل و ول نباشم یه وقت؟

___

کاش بریم مسافرت.

هر چند هیج پولی هم ندارم.

با هوا بریم😐

___

 

: )
© من نوشت