انتخاب
توی ریلباشم و دارم برمیگردم خونه.
آه خونه، آه زندگی
آه خانواده.
الان (ا) برام یه هایلات اسکراب فرستاد و من داشتم فکر میکردم
این یونیفرمای بیمارستان به چه کار من میاد:))
پرسیدم برای مدرسه بپوشم؟🤭
گفت نه خیر، انتخاب کن برای بیمارستان میخوام.
یک ساعت منتظر بود من رنگ بگم.
خداییش روم نیست بهش بگم که بابا من کوررنگی دارم و
یکم ممکنه انتخابام متفاوت باشن😬
انتخابای من، انتخابای خنثی میشن که مطمئن باشم عجیب و غریب نیستن. از بس تجربهی عجیب در این رابطه داشتم.
و از طرفی دوست ندارم در انتخاب کردن کنار گذاشته شم😒 خب وقتی بگم کوررنگی دارم به طور ضمنی اینو دارم میگم که از من نظر نخواید.
خلاصه دو تا رنگ آبی نفتی و بنفشو گفتم که آخرش زرشکی انتخاب کرد اصن😐
__
فراز به جای مرسی و اینا میگه
جگرت را خام خام
بعد من همهش تصویر هندجگرخوار توی فیلم محمد میاد توی ذهنم.
___
استرس یک مهر رو دارم🥺
من میتونم؟
خیلی شل و ول نباشم یه وقت؟
___
کاش بریم مسافرت.
هر چند هیج پولی هم ندارم.
با هوا بریم😐
___