من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

بح بححححح

پنجشنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۱، 14:18

دیروز ظهری( ا)پیام داد و پیاماش یه جوری بودن.

مثلا یه جا من گفتم توی دایرکت چطور میشه پیام رپلای کرد؟ یکی رپلای کرده ولی من نمیتونم.

یه دفعه بهش برخورد😂😐 که غلط کرده پیام داده.

من جدی نگرفتم فکر کردم شوخی میکنه تا دیدم جدیه‌.

و خب با خودم گفتم این تا کی می‌خواد زیرزیزکی رفتار کنه؟

من واقعا دارم خسته میشم و الانه که بلاکش کنم.

شب پیام داد تلگرام و رفته رفته روش باز شد

و تقریبا اعتراف کرد دیگه.

ویس داد گفت خودت می‌دونی ته دلم قشنگ منی😍😍😍

مثل این ندید پدیدا هر وقت اینو میشنوم ذوق از چشمام

میزنه بیرون😂😂😂😭

دیشب تقریبا یه مرحله آنلاک شد. بر خلاف دفعه‌های قبل

که همراهی نمیکردم، همراهیش کردم و ناززیییی.

هنوزم نمیدونیم چکار کنیم.

سه چهار ساعت فاصله داریم با هم.

ولی تقریبا دیگه مطمئنم حرفاش و کاراش 

با منظور بودن همه.

امروز چی پیش میاد خدا میدونه؟

 

: )
© من نوشت