همه چی
شهری رو افتادم. به قدری افتضاح بودم
که واقعا رد شدن حقم بود.
افسر هم مهربون بود گذاشت راحت گند بزنم
بعد پیادهم کرد : ))
غرورم خدشهدار نشه.
__
توی پیام اس چیزی عوض نمیشه
مشکلات همون قبلیان ولی پررنگ و بزرگتر میشن.
شاید بد نباشه اون چیزایی که اذیت میکنن رو کم کم تغییر بدم.
__
من از اول هم آدم قرتی نبودم.
اصلا جوونی کردن هم بلد نیستم.
همیشه نگرانم. یه مادربزرگ واقعیم.
جوونیم بره و من همین جور بمونمچی؟
ذوق و شوق هیچی رو ندارم.
گاهی میگم چرا من کالکشنی از هیچ چیزی ندارم.
مثلا من عاشق هریپاتر بودم. کتابهاشو چندین بار خوندم
یا آنشرلی.
ولی هیچ وقت نرفتم دنبال ماگ یا پوستر و هر چیز دیگهای ازشون.
انگار که واقعا ذوق ندارم برای هیچی. یا شایدم هیچ وقت برای دل خودم وقت ندارم.
نمیدونم ولی من دلم میخواد کمی بیشتر شخصی سازی کنم همه چیز رو. این قدر بدون ردپا نباشم.یه چیزی باید متعلق به من باشه.
شبیه یه نسیم ملایمم که برگها رو تکون میده ولی اونقدر جدی نیست.
یه نسیم گذرا.
__
یه متن عاشقانه نوشتم و به اشتراک گذاشتمش، احتمالا فکر میکنه خبریه.
میخوام این بند ارتباطی غلط ببره و بره.
من شجاعت جلو رفتن ندارم و شرایط هم جوری نیست
که بخوام ریسک کنم.
توانایی مستقیم روبرو شدن رو هم ندارم.
امشب یعنی من دلم لرزیده. اینجور نوشتم.
__
برای المپیاد دانشجویی میخوام ثبت نام کنم ولی دانشگاه اذیت میکنه.
نمیدونم جز من دقیقا کی همچین ایده ابلهانهای به ذهنش میرسه و میخواد شرکت کنه که اینجور اذیت میکنن
ابله ها منم به خاطر این که سرم گرم شه میخوام شرکت کنم.
میخوام فرار کنم از خودم در اصل.
جالبیش اینه که من هر جور حساب کتاب میکنم نفر اول یا دوم رشته خودمم. حداقل ۴ترم نفر اول یا دوم بودم
پس عمهم واجد شرایط میشه؟
اه. این قدر لفتش میدن تا پشیمون شم.
__
کاشکی تغییر کنم.
___
از وقتی اینستا رو پاک کردم از مد و هیچی خبر ندارم
قبلشم همچین آدم پیگیر مد نبودم.
اما الان به طرز عجیبی دارم عقب میافتم
و فاصلهام از بقیه داره بیشتر میشه.
از وقتی اینستا رو پاک کردم حتی سلفی هم دیگه نمیگیرم.
عکس گرفتن جایگاهشو از دست داده برام
و خب توی این روزگاری که همه عکس میگیرن و درگیرنش
من دارم خلاف جهت حرکت میکنم و این اذیت کننده.ست.
چون مثل اسکولا در نظر گرفته میشم.
اخرین مسافرتی که رفتیم تنها عکسی که گرفتم از دو تا الاغ بود. خنده داره ولی واقعا دو تا الاغ سوژهی قشنگی بودن .
__
مشخصا غرغرو شدم.