پنج شنبه
جمعه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۸، 0:27
زیر پتو قایم شدم که نور لامپا تو چشمم نباشه
خواهرم هنذفری رو در میاره میگه
این لامپا برا عمه م روشنه؟
یه چشممو از زیر پتو در میارم
میگم تو مرحله انکار و فرار از درسم
باید بلند شم درس بخونم.
هنذفری رو میذاره تو گوشش میگه اوکی.
به هر حال تا نیم ساعت دیگه دادش در میاد-_'.
چشمام واقعا خسته ن :/
: )