من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

پراکنده‌ها

یکشنبه یکم اسفند ۱۴۰۰، 19:38

یه چیزی بگم؟

آقا من توی رانندگی دست چپ و راستمو قاطی می‌کنم.

خیلی ضایعه. از بچگی توی دست راست و چپ اشکال داشتم : )))

باید یه دور فکر کنم با کدوم دست سلام میکنم تا یادم بیاد دست راستم کدومه

و خیلی ضایعه. چون این آقاهه میگه برو سمت راست من میرم سمت چپ ( چون فکر نمیکنم و در لحظه تصمیم میگیریم)

دیگه با دستش مسیرو نشون میده

آبرو برک شدم : )))

بیچاره هیچی هم نمیگه. من بودم حتما سیر دلم میخندیدم هر چند من همون موقع که با دستش نشون میده

از خنده میمیرم پشت فرمون و میگم یعنی دیگه ترجیح میدی با دست نشون بدی : ))))

ولی رانندگی‌م خوبه. بهتر از دخترخاله‌مه.

یکم محتاطم که فکر کنم در طول زمان بهتر میشم

--

اون بالایی برای جلسه ۴بود

و امروز جلسه ۵م رانندگی بود و هر ابلهیتی که فکرشو کنید

ازم سر زد.

پام اصلا روی گاز نمیذاشتم.

این بیچاره هم هیچی نمیگفت. فقط یه جا حس کردم

دلش میخواد از پنجره بندازتم بیرون😂

گفت چکار کنم که وقتی باید گاز بدی، گاز نمیدی و وقتی گاز نباید بدی، گاز نمیدی؟

گفتم هیچ، اومدم یادبگیرم دیگه. رانندگی تجربه ست😊

تجربه بهم میگه توی یادگیری نباید خودتو ببازی و بگی وای نمیدونم و فلان.

اشتباهم کردی بپذیر و بدون جز روند یادگیریه

اما خودمونیم افتضاح بود امروز🤦‍♀️ این قدر پام رو از گاز برداشتم که خاموش شد. 

تنها قسمت خوب امروز این بود که جای شلوغ رانندگی کردم و اونجا بدون مشکل بود.

و تا آخرش میگفت فکر کن اونجایی‌. تو که با استرس عملکردت بهتر میشه.

___.​​

چند روزه به شدت مودم اومده پایین و غرغرو شدم. 

هیچ جای دوره هم نیستم و باید استیبل ترین حالت خودمو داشته باشم که ندارم.

نمیدونم چرا اینجور شده.

بیشتر از یک هفته‌ست اینجورم.

پیف.

__

دلم میخواد عاشقانه بنویسم‌. حتی وقتی میدونم که عاشق کسی نیستم.

تویبترمم همه هستن هر زری بزنم میان میپرسن کی و چی.

هوف

___

غرغروی به تمام معنا شدم‌.

 

 

: )
© من نوشت