یکشنبه
چقدر میتونم امیدوار باشم به استخدام شدن توی این کار؟
واقعا نمیدونم.
خواستهی خودم اینه که بشه ولی مگه خواستهی ما برا دنیا مهمه؟ : )))
___
جدی جدی دارم لاس میزنم😬
دفعههای قبل متوجه نبودم الان بزرگ شدم فهمیده شدم
با آگاهی اینکارو میکنم.
: ))
آهنگ تو مثل گلی رو فرستاد
گفتم من؟
گفت تو خود گلی = ))) این لاس واضح رو باید ثبت میکردم.
( لاس یه جور چیپه: )) ولی جاش چی میشه گفت؟ )
___
کلاس زبان میخوام ثبت نام کنم ولی با یکی از درسهام تداخل داره😪
استادش گیر نیست و همون جلسه اول گفت استرس نمره و درس نداشته باشید.
خب چه اشکال داره ۴ جلسه نباشم؟😅
کلاسا ضبط میشن و میبینیمش خب.
امان از این دختر وسواسی که به کلاسها خیلی اهمیت میده
___
دیروز یه پسر ۱۹ ساله پیدا کردم خود من بود.
خود من در ۱۹ سالگی.
عجیب ترین چیزی بود که میدیدم.
رفتار و حرفاش و کتابایی که میخوند
حتی عقایدش هم عقاید من در ۱۹ سالگی بود.
باهاش ارتباط برقرار کردم.
نمیدونم تمایل داشته داره یا نه. ولی برای من خیلی جذاب بود که یکی راهی که خودم طی کردم رو داره طی میکنه.
همون مسیر همون کارها.
____
کتابا رسیدن دستش و تمام.
دیگه تمووووم💃
جدی چقدر حس خوبیه پروندهش بسته شد.
دیگه هیچ شماره و اکانتی ازش ندارم.
پاکشون کردم و خب واقعا خوشحالم.
___
یکی از چیزهایی که باعث میشه توی روابطم خودسانسوری داشته باشم
تصوریه که بقیه ازم دارن.
فکر میکنن من از صبح تا شب دارم به فلسفهی سارتر و هایدگر و فلان و بهمان فکر میکنم و بحثام همینه.
چندین باره میبینم وسط بحث میگن ببخشید بحث سطحی کردیم
ببخشید بحث ظاهریه و فلان.
نمیدونم کجای راه رو اشتباه رفتم که فکر میکنن من اونجوریم.
دلم نمیخواد توی صحبت کردن باهام معذب بشن
ولی خب🤷♀️
واقعا از بحثهای ساده هم لذت میبرم.
من حتی خوشم میاد کسی روزش رو برام تعریف کنه
حتی اگر اتفاق خاصی نیفتاده باشه.
___
الان یادم اومد این قضاوت از روی عکس و ظاهر چه چیز اشتباهیه.
توی اینستا پروفایل این ناظرو دیدم
به شدت عجیب و غریب بود و وایب ترسناک میداد
در صورتی که تو جلسات اینقدر گوگولیه
که حد و حساب نداره.
تازه قیافهش هم بهتره :)))
ظاهر بین بودن هم واقعا اشتباهه
__