من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

حال این روزها

سه شنبه نهم شهریور ۱۴۰۰، 20:59

دیشب سر جمع یک ساعت نخوابیدم.

قلبم به شدت میزد. انگار به دنبال راهی برای بیرون رفتن بود.

خواب واقعا یکی از تفریحات منه. خیلی ناراحت شدم که خواب ازم گرفته شده.

امروز ظهر هم اینجور شدم 

و خب فشارم هم افتاده.

الان فهمیدم که قرص فشار میخورم که فشارم بیاد پایین

ولی خیلی انگار اومده پایین.

دست و پام سرد شده و نامنظمی بیشتری تو تپش هام احساس می‌کنم.

تا رفتن دکتر باید قرص رو ادامه بدم یا یه دفعه ای قطع کردنش خطرناکه؟ 🤷‍♀️

_

پیام دادم گفتم کتابام رو پس بده.

بچه پروی مزخرف.

ادرس گرفت که پست کنه.

پست می‌کنه یا نه؟

 تا انتهای این داستان با ما باشید.

_

صبح و عصر هم دو اتفاق نه چندان جالب افتاد.

دوست ندارم تعریفشون کنم.

چون میشینم مو شکافی‌ش میکنم و بدتر ناراحت میشم.

_

: )
© من نوشت