من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

اوه

جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۹، 15:21

دیشب یکسره داشتم غر میزدم

که این امتحانا کی تموم میشن

من خسته شدم

و خب یادم اومد مشکل اصلا امتحانا نیست

 بعد از امتحانا قراره اون مقاله رو تحویل بدم

با اون استاده توی نوشتن کتاب همکاری کنم 

و اون پروژه ی باقی مونده رو تحویل بدم

درسته که کارام ادامه دارن 

ولی دو مورد اول داوطلبانه بود

و حاضرم برای درست انجام دادنشون هر کاری بکنم

 

×یه استاد داریم مسن و تقریبا سخت گیر

ترم اول که باهاش داشتیم ،همه ی ترم بالایی

میگفتن از رو هوا نمره میده و نصفی رو میندازه و خودتون

رو اذیت نکنید.

ترم اول برای این که بفهمم واقعا از روی هوا نمره میده

یا نه .

کلی وقت برای امتحانش گذاشتم

و ۱۹ گرفتم. گفتم شاید شانسکی بوده

ترم سوم هم باهاش داشتم و ۲۰ گرفتم

و این ترمم باهاش داشتم و ۲۰ گرفتم

و واقعا برام اثبات شد بچه ها چرت میگفتن

بیچاره امتحانا رو صحیح میکنه اینا

خودشون درس نمیخوندن.

___

دوست صمیمی م رل زده

از حرص دارم میترکم

پسره ی بیشعور جای منو گرفته🙁

 دوستم همه ش با اون چت میکنه.

دو کلمه سریع میاد میگه و میره

= (((

__

من بعد از امتحانا میرم گیتار

جدی احساس میکنم باید برم.

___

تقریبا یک ماهه ،حتی یک صفحه زبانم نخوندم

هیچ کاری جز دانشگاه انجام ندادم

دانشگاه مسخره

__

اویل امتحانا من و ف اینقدر به پر و پای هم 

میپیچیدم که فقط امتحان نخونیم

فکر کنم میزان چت کردنمون در چهار روز اول امتحانات

با کل این یکسال برابر بود= )

__

امیدوارم کمی مهربونتر بشم

یا تکلیف خودمو بدونم

واقعا احساس بدی دارم

: )
© من نوشت