من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

بهت زدگی،وحشت

یکشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۹، 23:59

شوهر عمه م که فوت کرد

دختر عمه م رفت برای شناسایی ش.

الان یک وضعیت بسیار بد ایجاد شده

همون موقع که جسد رو میبینه دچار شوک میشه

و کل حافظه کوتاه مدت و اکثر حافظه بلند مدت رو 

از دست داده.

هیچی یادش نمیاد و نه شوهرش

نه بچه ش

نه خاله و عمو ها و ....

توی زمانی زندگی میکنه که وجود نداره

یکسری اطلاعات قاطی پاتی رو به اطرفیانش پس میده

که اکثرا راجع به مرده ها هم هست.

واقعا وضعیت ناراحت کننده ای داره

و مشخص نیست تا کی این حافظه قراره اینجور بمونه

خدای من🤦‍♀️🤦‍♀️

چقدر وحشتناکم هست که نه تو میفهمی

بقیه چی میگن

و نه بقیه متوجه میشن تو چی میگی

معلقِ معلق

امیدوارم زودتر برگرده به زمان ما

و کنار بچه ش و شوهرش قرار بگیره🤲

: )
© من نوشت