اینجا،امید و ناامیدی
به صورت افتخارآمیزی این ترم زیاد غر نزدم
با این که بیشعور بازی هایی به مراتب بیشتر از
ترم پیش دیدم.
امروز این دختر رو دیدم ،دانشگاه نرفته و موفقم هست
من خودمو گیر انداختم با این سیستم دانشگاهی که چی؟😑
ولی باید در نظر بگیرم که اونا پولدارن
وای گفتم پولداری
جدی جدی این دوست مرفهم گفت
چرا از بابات پول نمیگیری؟😂😂
جدی هیچ ایده ای نداره از استقلال اینا.
((یاد اون جوک افتادم که میگف:
بابا میخوام مستقل شم،لطفا چند میلیون پول بریز
به حسابم😂🙄))
حالا جز استقلال توی این وضعیت مگه میشه چیزی گفت؟
___
این استادمون کاملا بی مسئولیت و بی برنامه ست
شوخی شوخی همه تکلیفا رم داد.
با خنده و شوخی تکلیفا رو داد
با بچه ها هم خوش بش کرد و خر شدن😂
گاگولا سرتون کلاه داره میذاره
تازه ازش ممنونم هستن😂😂😂
کاملا متوجه شدم چطور کلاهبردارا چطور
سر مردم شیره میمالن
همه چیز در زبان خلاصه میشه
خوش زبونی.
____
این دوره حافظ شناسی رو میخوام شرکت کنم
دویست خورده ایه
خیلی دلم میخواد شرکت کنم
به نظرم یه فرصت خوبه
ولی هزینه ش انگار زیاده یکم.
نمیدونم. این ماه هزینه هام زیادن
(نگفتم با چندرغاز لب تاپم میخوام بخرم😂)
الان پول زیاد خوشحالم میکنه😂
اسمون باز شه پول بیفته 🤓
___
چقدر مادی شدم تو این پست😅