پاییز
گویا پاییز قراره برای من متفاوت باشه
دیشب به دایره ی دوستی م آدم جدیدی اضافه شد
که اسمم رو نمیدونست و وقتی بهش پیام
و اسمم رو دید
اولین چیزی که گفت اینه که(( چقدر اسمت قشنگه
حتی نوشتنش هم زیباست))
رقیق شدم 🤧
زیبا حرف زدن هنره
این که بتونی توی مکالمه به طرف مقابل حس خوب منتقل کنی .
__
روز اول کارورزی ساده تر از اون چیزی که فکر میکردم
پیشرفت.
هیچ اتفاق خاصی نیفتاد
فقط شدیدا احساس سرگردونی میکردم و
توی زنگ تفریح احساس بیگانگی به اوج خودش میرسید
نه از بچه ها بودم و نه از معلم ها
دو زنگ اول رو توی حیاط روی یکی از نیمکت ها نشستم
و از درختای قشنگ پاییزی لذت بردم
منظره ی روبروم درخت بزرگ سرسبزی بود
که نسیم برگ هاش رو تکون میداد
واقعا دلفریب بود.
توی حیاط دیدم که یه خروس کنارمه = )
خنده م گرفته بود واقعا
خیلی خروس بامزه ای بود و دویدنش توی حیاط مدرسه
خیلی وصله عجیب و غریبی بود
گویا خروس یکی از همسایه های مسن بود که از در حیاط اشتباهی وارد شده بود.
امروز به این فکر کردم که شاید توی جلسات اول اصلا گرم و صمیمی به نظر نیام
ارتباط برقرار کردن توی محیط جدید برام سخته و
حداقل چند هفته فرصت میخوام
اما در کل روز خوبی بود.