من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

اولین

پنجشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۹، 1:36

شعری از اردلان سرافراز رو داشتم

میخوندم

 رسیدم اخرین بیتش

(( با من به گفت و گویی در غیبت حضورت))

اولین باری که چت کردیم

ساعت ۵صبح اینو نوشته بود= )

چقدر جمله قشنگه ایه واقعا.

___

نمره های ترمم کامل اومدن

و به شروع ترم ، اسفند

فکر کردم که با شکست احساسی؟

همراه بود.

و با توجه به حساس و احساسی بودنم

توی دفتر خاطراتم‌یه فاتحه برای 

ترم جدید خونده بودم و قیدشو زده بودم.

اما خب بعد از چند روز تونستم

خودمو جمع کنم و گذشته رو در حد کسب تجربه

ببینم نه دلیلی برای غصه ی طولانی.

توی ذهنم نمی اومد برای ترمیم خودم بتونم

قدم بردارم، ذهنیتم یکم راجع به خودم ضعیف تر

و شکننده تر بود.

تجارب هر چند بد،اما باعث میشن

شناخت از خودمون شفاف تر بشه

و ذهن و رفتار هماهنگ تر باشن.

__

این هفته مسخره گذشت ،

خیلی از کارام انجام نشدن

امیدوارم هفته آینده جبران کنم

یه سری طرح قشنگ دیدم که امیدوارم

از پسش بر بیام.

__

چند تا پادکست هست که دلم میخواد گوش

بدم ولی متوجه شدم چیزایی که گوش

میدم سریع تر از یادم میرن و درصد یادگیریم

پایین تر میشه، تصویر کلمات توی ذهنم ثبت میشن‌.

امیدوارم سایت داشته باشن و بتونم متن و صدا رو

همزمان داشته باشم.

: )
© من نوشت