=)
آدمای اطراف من ۹۰درصد
از نظر اعتقادی با من متفاوت هستند
از یه جایی به بعد تصمیم گرفتم
اعتقادات هر کس رو جزو زندگی خصوصی ش
بگیرم و کاری به اعتقادات کسی نداشته باشم
اما خب اصولا اینجا ایرانه و بقیه با تو کار دارن
حتی اگر سرت تو لاک خودت باشه🤔
تفاوت ها قشنگن اما تا وقتی اسیب زننده نباشن
و خب خیلی وقتا آسیبی نمیرسه اما ما میخوایم
همه رو مثل خودمون کنیم و
تفاوت ها رو تحمل نمیکنیم
نقد ها رو نمیشنویم
و چیزی که مشخصه ، زمانی که تاب و تحمل
نقد رو نداریم، یعنی اطمینانی به گفته های خودمون نداریم
و میترسیم راهی رو که تا الان رفتیم و سال های زندگی رو
صرفش کردیم ، اشتباه باشه.
ترس از اشتباه بودن،باعث میشه ناآگاهی رو انتخاب کنیم
و وجدان رو بیدار نکنیم .
_______
و خب لزوما نپذیرفتن ها در زمینه اعتقاد و اونا نیست
در زمینه اخلاقی هم خیلی پیش میاد و
و واقعا این یکی هم رو اعصابمه
ویژگی های بدی اخلاقی رو با افتخار گفتن ،
نمیدونم چه فخر فروشی داره که طرف میگه
من بد عصبانی میشم و
حس میکنه که جزیی از وجودشه این اخلاق
و هر تلاشی برای تغییر این اخلاق رو
دور شدن از خود اصلی ش میدونه
(این که خود اصلی چیه بماند)
و در نهایت آدمی با تغییر زنده ست و با
تغییرات کوچک پیشرفت میکنه.
ترسیدن مرگ تغییرات و فرصت هاست!