من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

=)

پنجشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۹، 11:44

آدمای اطراف من ۹۰درصد

از نظر اعتقادی با من متفاوت هستند

از یه جایی به بعد تصمیم گرفتم

اعتقادات هر کس رو جزو زندگی خصوصی ش

بگیرم و کاری به اعتقادات کسی نداشته باشم

اما خب اصولا اینجا ایرانه و بقیه با تو کار دارن

حتی اگر سرت تو لاک خودت باشه🤔

تفاوت ها قشنگن اما تا وقتی اسیب زننده نباشن

و خب خیلی وقتا آسیبی نمیرسه اما ما میخوایم 

همه رو مثل خودمون کنیم و 

تفاوت ها رو تحمل نمیکنیم

نقد ها رو نمیشنویم

و چیزی که مشخصه ، زمانی که تاب و تحمل

نقد رو نداریم، یعنی اطمینانی به گفته های خودمون نداریم

و میترسیم راهی رو که تا الان رفتیم و سال های زندگی رو

صرفش کردیم ، اشتباه باشه.

ترس از اشتباه بودن،باعث میشه ناآگاهی رو انتخاب کنیم

و وجدان رو بیدار نکنیم .

_______

و خب لزوما نپذیرفتن ها در زمینه اعتقاد و اونا نیست

در زمینه اخلاقی هم خیلی پیش میاد و

و واقعا این یکی هم رو اعصابمه

ویژگی های بدی اخلاقی رو با افتخار گفتن ،

نمیدونم چه فخر فروشی داره که طرف میگه 

من بد عصبانی میشم و 

حس میکنه که جزیی از وجودشه این اخلاق

و هر تلاشی برای تغییر این اخلاق رو

دور شدن از خود اصلی ش میدونه

(این که خود اصلی چیه بماند)

و در نهایت آدمی با تغییر زنده ست و با 

تغییرات کوچک پیشرفت میکنه.

ترسیدن مرگ تغییرات و فرصت هاست!

: )
© من نوشت