پنج شنبه
جمعه شانزدهم اسفند ۱۳۹۸، 0:16
قرنطینه و وقت آزاد بیشتر داشتن باعث شده
بیشتر از خودم و حس هام بنویسم ...
بتونم موشکافی شون کنم و بشناسم خودم رو...
__
خانواده پدری یکی اژ چرت ترین موجودات جهانن
امروز فقط اعصابمو خراب کردن=/
عزیزم نگران گناه افتادن پسرتی نیارش خونمون
مگه من همسنشم ؟ چه بدبختیه=/////
____
با کسی دیگه راجع بهش حرف نمیزنم.
و این یعنی منتظرم خودش چیزی بگه.
کسی که منطقی فکر کنم ،میدونم شاید
تا اخر عمر هم چیزی نگه
واقعا اذیت کننده س..
واقعا ادم کسی رو دوست داشته باشه اذیتش میکنه؟
کاش شجاع تر بود ، یا من آدمشجاع تری رو انتخاب میکردم
هوف
: )