من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

اخرای آذر

چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۸، 18:54

سرمو کردم زیر پتو

پاهای یخ زده م رو هم گذاشتم

و همزمان هم تایپ میکنم و هم فک میکنم

این هفته چقد کار دارم....

و فقط فکر میکنم و بلند نمیشم

یه فیلم ظهر دانلود کردم، اونو ببینم؟

نه کارام مونده هنوز...

هفته آینده میره، و حداقل دو ماه نیستش

خب چیزه به هر حال حتی اگر دوست هم باشه

جاش خالی میشه...

امیدوارم این هفته اخر دانشگا باشه 

توانم تموم شده

و خب غروب کل غصه روز رو رو دوشم انداخته

اه ، دلم میخواد زنگ بزنه

حرف بزنیم 

بخندم ، گریه کنم ، سکوت کنم

و خب متوجه نیست که....

خسته م...

هوا سرده 

و...

: )
© من نوشت