دیشب بهم زنگ زدن که تو جشن اسممو خوندم به عنوان معدل دوم و جایزه خواستن بدن
خب من خونه بودم = ))))
میدونید حالم از واکنش خانواده م بهم خورددد بهممممم
اول سوالشون این بود که نفر اول کیه
و بعد امروز صبح سخنرانی طولانی
در باب سرد بودنم و این که چرا جشنو نرفتم کردن:/
اصلا هیج اهمیتی نداشت که دوم شدم و خب به عنوان بچه شون برام خوشحال شن
جالبه که میتونن تو وضعیت های خوشحالی هم، یکسری نکات منفی دربیارن
و کوفتش کنن: |
نگفتم دلیل نموندنم این که حالت تهوع میگیرم وقتی میبینم برای رفت و آمدم کلی استرس میکشین و میکشم
وقتی هنوز وابسته ترینم و دست و پامو بستین
حالم بد میشه از این حس سربار بودن
از این که همیشه باید منتظر باشم
:/
تو رو خدا یکم شل کنید ببینم منم چند چندم با خودم
/تبریک و حتی لبخند خوشحالی هم میشه گفت به اون صورت دریافت نکردم -_-
هر چند من واقعا نمیدونستم معدل برتر میشم و حتی قرار اسمم خونده شه
و راستش چه اهمیتی داره؟
مهم منم که نه از دانشگام لذت میبرم
و نه از دانشجویی ...