رو بیهوشی
یکشنبه پنجم مهر ۱۴۰۵، 23:42
معاونت تا این جا بد نبوده. هر چند هنوز هم اونجا رو جای مناسب خودم نمیبینم.
توی دفتر بودن و با معاون و مدیر همکار بودن و غیبت معلما رو کردن خیلی عجیبه. باورم نمیشه منم معاونم و دانشآموزی نیستم که کاری با کسی توی دفتر داشته و دارهدصحبت معلما رو میشنوهه.
خستهم اما.
همه جا بحث جنگ شدنه. خرید کردنها بر اساس اینه که قراره جنگ بشه. حتی همکارا ساعت بیشتر برمیدارن میگن مجازی میشه!
جنگ خیلی سخته. این روزها سخته. کاش ثبات داشتیم.
بابت یک اتفاق هم بسیار احساس ناکارآمدی میکنم. خیلی گناه داشتم
: )