سر در گمی؛ سردرگمی
تا دیروز به هیچ رشنهای فکر نمیکردم و حتی یادم نیست دقیقاً چی شد که یکسری رشته رو قابل فکر کردن دونستم.
از دیروز با کلی آدم صحبت کردم راجع به رشتههای مختلف. تغذیه، کاردرمانی، گفتاردرمانی و شنوایی سنجی
حدودی گویا همچین رشتههایی رو درمیام. تا همین چند دقیقه پیش هم داشتم فکر میکردم که انتخابشون کنم و خودم رو راحت کنم از مدرسه و هر چی داستان داره.
الان که دارم میخوابم ولی فکر میکنم احتمالاً جز چند تا دانشگاه تیپ یک دیگه جایی رو نمیزنم. دلم با این رشتهها نیست. احساس نمیکنم چیزی که یک سال زندگیم رو به خاطرش معطل کردم همچین انتخابی بوده.
نمیدونم حقیقتاً تصمیم درست چیه. با هزارتا آدم صحبت کردم و دیدگاههای مختلف رو شنیدم و نمیدونم. همچنان هیچی نمیدونم
کاشکی مطمئن بودم شرایط برای دوباره خوندن مهیا ست و میخوندم.
خیلی خسته شدم امروز، خیلی
مدرسه هم خوبه. حکم معاونتم رو زدن و البته ممکنه به حقوق این ماه نرسه.