من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

لاک‌پشتِ فلجِ جنگ

جمعه بیست و ششم تیر ۱۴۰۵، 15:9

زمانی که این جا ساکت بود من به شدت خوب درس خوندم.

امتحانات رو راحت پیش رفتم و حتی ادبیاتی که بابتش خیلی اضطراب داشتم و همه میگفتن سخت بود رو هم خوب تونستم جمع کنم و حالا؟

من زیست رو هزاربار خوندم، تست هر فصل رو زدمرو نهایی هر فصلش رو هم توی طول دو هفته پیش کار کردم و. با این وجود نمی.تونم درست تمرکز کنم و بخونم.

باورم نمیشه دو روز پیش اون من بودم و امروز هم باز منم.

هر خط رو دارم هزاربار میخونم و هر بار نمیفهمم. روخونی میکنم انگار

این چه زندگیه آخه؟ این جور مگه میشه درس خوند؟ مگه سبزی پاک کردنه درس خوندن که بگیم به چیزی توجه نداشته باش و یا تمرکز خاصی نمیخواد؟

کاشکی اگر میخوان تعویق بندازن زودتر بگن. من توانایی ندارم این جور پیش برم. شبیه یک لاک پشت فلج شدم.۵۶

: )
© من نوشت