من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

زوج تراز

سه شنبه سی ام تیر ۱۴۰۵، 22:58

من از وقتی امتحانات شروع شده خیلی غرغرو شدم و امروز توی مسیر داشتم فکر می‌کردم: زشته زن، خودتو جمع کن و دیگه به آقای ح راجع به این مسئله غر نزن.

تا رسیدم خونه دیدم پیام داده: امیدوارم امتحانت رو خوب داده باشی.

منم باید حقیقت رو بگم. تعریف کردم کلی سوال شک دار داشتم و اه اه.

اینجا دیگه داشتم مدیریت میکردم خودم رو که با یک ویس مواجه شدم.

ویس داده بود: فردا امتحان داره و نمیدونسته این قدر حجمش زیاده و بدبخت شده.

من آزاد شدم، آزاد. آقای ح حالا به اندازه من استرس و غر نمیزنه ولی هی این جوره که نمیرسسسسسممممم

با این وجود غر زدن آزاده و میتونم به روش قبلی ادامه بدم.

رابطه کاملاً تراز، هر دو امتحان دارن و هر دو وقت ندارن کار دیگه‌ای بکنن.

هر چند امیدوارم بالاخره از این مرحله به خوبی عبور کنیم و و و ؟ و همون. :")

: )
© من نوشت