من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

نامتوازنی هورمون‌ها!

یکشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۴، 12:37

باز من گیر کردم توی پی‌ام‌اس. باز افتادم توی دوره من خوب نیستم، من کافی نیستم.

خداوندا این پی‌ام‌اس چیه؟

هر ماه من دو سه روز قبلش یکی دو تا نوشته دارم با این عنوان که وای من بدبختم وای من افتضاحم.

الان هم که توی غم غرقم و تنها چیزی که حس می‌کنم نجاتم میدم گریه کردن و یا بیرون رفتنه و هوا جوری گرمه که هیچ کدوم رو حاضر نیستم انجام بدم.

گریه کنم که سر درد میگیرم. بیرون هم که سگ نمیره که تو این گرما.

دو تا گربه توی حیاط خونمون لونه کردن و این قدر گرمه که حتی ما رو هم آدم حساب نمیکنن، مهمون میاد، ما میریم و میایم و ... اصلاً. و ابدا از جاشون تکون نمیخورن و خونگی هم نیستن‌. دیگه ببینید هوا چقدر گرمه که این بیچاره ها هم تصمیم گرفتن ریسک کنن دراز بکشن که آیا ما بهشون آزار میرسونیم یا نه!

من ولی جدای همه اینا حس میکنم اعتماد به نفسمو توی درس خوندن از دست دادم.

نمیدونم اون قبلی کی بود چی بود که درس میخوند ولی من نبودم. یک مو فاصله دارم که زیر همه کتابا بزنم و بگم مرسی من درس نمیخونم.

: )
© من نوشت