عجب
من تا حالا ح رو استاک نکردهبودم. بهش فکر نکردهبودم یعنی.
امروز به سرم زد استاکش کنم.
الله اکبر
خداوندا این همه طرفدار؟ چقدر ازش تعریف میکردن: /
_ آقای ح خیلی خوب مینویسید بیشتر بنویسید ( گمشید اونور)
_ آقای ح چقدر خوبید ( اه به تو چه که اون خوبه)
_ آقای ح از اون آدمهای صمیمی هستی که با کلمات آشنان ( درد)
و هزاران جمله تعریفی ناز دیگر.
اه اه چیه این همه تعریف؟ خودمونیم اون لاس نزدهبود. وای اما اینا چی بودن من دیدم؟ : (( یعنی چی.
نگا کنید واقعا مورد خاصی دیده نشد ولی حسودیم شد که بقیه هم باهاش حرف زدن. از این که دختری دور و اطرافش بوده سوختم : )))
نکه حالا من خودم کم پسر دورم بوده. وای خاک به سرم
دارم یاد کارنامه خودم میافتم و عقب نشینی میکنم![]()
وسط استاک کردن یکهو شک کردم. گفتم نکنه از ایناست که ادبیات خونده دخترا رو گول میزنه؟ از بس این هنریا و ادبیاتی اسمشون بد رفته وگرنه تقصیر من نبود این فکر.
خلاصه به یه جایی داشتم میرسیدم که میخواستم برم بدون دلیل از همه جا بلاکش کنم. نفس عمیق کشیدم و گفتم اون بدبخت رو چکار داری؟ اون که کاری نکرده! کلی هم منتت رو کشیده تا باهاش باشی. این حرکات چیه.
هیچوقت استاک نکنید. استاک عنه. اه