من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

می‌نویسم، می‌نویسم چون تو تمام نوشته‌های منی

پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۳، 20:8

از میان کتاب‌ها می نویسم. دیشب در خواب راهی که انتخاب کرده‌لم برایم دشوار و تا حدی غیرعاقلانه آمد. اما با خودم فکر کردم تا کنون هر کاری کردم از روی عقل بوده و این بار نمی خواهم عاقل باشم. دیوانگی مگر چه مشکلی دارد.

به نظرم خوبم. امیدوارم فردا با س حرف بزنم. نکات تاریک را برایم روشن کند و من دیگر وقت نکنم فکر کنم راهم عاقلانه است یا دیوانگی. راستی چه کسی مرز عاقلی و دیوانگی را مشخص می کند؟

عجیب این است که دیگر سردرگم نیستم. گاهی با خودم می گویم شاید زئدتر باید امتحان می کردم و لحظه ای بعد می گویم هر چیزی باید جا بیفند تا بتوان از آن استفاده کرد. تو که سال های پیش جت نیفتاده بودی! روزها گذشت و حالا کاملا آماده و رسیده هستی؛ پس قدم بردار که این راه، راه توست.

من خوبم و خوبم. کاش همه خوب باشند.

: )
© من نوشت