من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

شاید این بار فصل زندگی بهار باشد.

سه شنبه هشتم فروردین ۱۴۰۲، 20:44

یک ماه خورده ای از آخرین نوشته م گذشته و حالا چظورم؟

بهتر از قبلم. هنوز زمان میخوام برای گذر از همه اون روزها

ولی تونستم. نه کاملا ولی تونستم.

فکر میکنم تا حدودی شد که از اون همه سیاهی بیام بیرون

سفید نیستم، آبی نیستم ولی خاکستری م. خاکستری هم خوبه

همین که مشکی نیست خوبه.

---

عجیب ترین حس این روزهام اینه که گم شدم.

بیدار میشم حس میکنم گم شدم، میخوابم انگار گم شدم و قدم میزنم انگار گم شدم.

هیچ چیزی برام آشنا نیست، انگار توی رویایی ناآشنا وارد شدم و خودم غریبه ترین فرد این رویام.

حالا چطور این رویا رو به سمت آشنا شدن ببرم

آشناییتی که لبخند بزنم ؟

---

عجیبه شش ماه اتفاقات پشت سر هم حالا اینجور گم شدم

و در به در دنبال پیدا کردن خودمم.

برگشتم به طراحی به خوندن و حتی حرف زدن اما هنوز

این من نیستم. پیدا میشم مگه نه؟

----

هوا بهاریه و جدی دلم میخواد یکی دوستم داشته باشه.

عمیق و زیبا

دوست داشتن های زیبا کجایید؟

: )
© من نوشت