خونه
حالم بهتره. فکر میکردم امشب قراره راحت بخوابم
از تپش قلبم نتونستم.
خسته شدم. معذبم. خونه خودمونو میخوام.
گریهم گرفته واقعا.
از تپش قلب بیدار شدم برم آشپزخونه آب بخورم
شوهر خواهرم داشت فیلم نگاه میکرد،
گفتم مگه جنی؟
هول شد. نمیدونم چرا. من حواسم نه به فیلم بود
نه به خودش.
خیلی حس بدی گرفتم که وسط زندگیشونم و
توی خونه خودشون معذبن.
بماند که من مقصر نیستم و حتی سرسوزنی اتفاقات تقصیر من نبوده.
از کرونا گرفتن تا این قرنطینه اجباری و تپش قلب.
الانم قلبم مثل قلب آدما نمیزنه. نمیدونم چکارش کنم.
اخر شب قرص خوردم، نباید الان اینجور باشه.
همه بدنم نبضش میزنه، دستم درد میکنه.
____
دکتر گفت قرنطینه ۱۴ روزه
واقعا نمیتونم ۱۴ روز اینجا بمونم. من واقعا ترکیدم.
سه شنبه میشه روز ۷م، میشه برگردم؟
توی بعضی پروتکلا نوشته قرنطینه ۱۰ روزه
خب میرم سه روزم اونجا قرنطینه میشم.
هوف:((
___