شوخی نداره
جمعه هفدهم تیر ۱۴۰۱، 7:13
این سویهی مثلا خفیف کرونا دیروز منو از پا درآورد.
برای اولین بار فکر میکردم اگر بمیرم و تموم شه شاید بد نباشه.
تب و لرز و حالت تهوع و چشم درد و سردرد همه رو با هم داشتم.
نمیتونستم تکون بخورم.
خونه خواهرمم که هستم واقعا دلم نمیاومد آه و ناله کنم
مشخص بود دارم میمیرم ولی خیلی لبخندزنان پا شدم رفتم بیمارستان.
هنوز بهش فکر میکنم همه جام درد میگیره.
امروزم اگر اینجور شم دیگه مطمئنم بستری میشم
خیلی بد بود.
توی دوبار قبلی اصلا اینجور نبود و در حد سرماخوردگی بود و رو به موت نمیشدم.
اه امیدوارم هیچ وقت دیگه تجربهش نکنم.
__
دلم خونهمونو میخواد.
چقدر بده آدم بیرون مریض شه.
: )