من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

آخرین روزهای دانشگاه

دوشنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۱، 19:27

دانشگاهم داره تموم میشه. این دانشگاه دوست نداشتنی

گاهی بعضیا از دانشگاهشون اشکال میگیرن که مثلا استادا خوب نیست

یا بچه ها و ...

ما پکیج کاملی از افتضاحات بود که جدی من ازش متنفرم و به نظرم تقریبا هیچی یادنگرفتم.

جدای همه این غرها مشکل اینه که میخوان جشن فارغ التحصیلی بگیرن و من هییچ ذوق و شوقی ندارم.

نمیدونم این نشان از افسردگی داره یا ضدحال بودن.

اما خب واقعا دانشگاهی که به من هیچ چیزی اضافه نکرد رو دوست ندارم و شوقی هم ندارم برای جشنش.

فکر میکردم میرم دانشگاه استقلال بیشتر، ارتباطات بیشتر کسب میکنم، که افتادم این دانشگاهی که خودش

یه پکیج محدودیت کامله  : ))

انشالله جشن برگزار نشه منم عذاب وجدان ذوق نداشتن رو نگیرم : ))))

: )
© من نوشت