من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

موقعیت‌های عجیب

سه شنبه ششم اردیبهشت ۱۴۰۱، 1:30

امشب داشتم با امین صحبت میکردم

و یه جایی قلب قرمز داد

منم در جواب قلب دادم و یه دفعه پرسید

چرا قلب قهوه‌ای:/؟

جا خوردم. من اصلا متوجه نبودم این قلب قهوه‌ایه.

برای من قابل تشخیص نبود

ناراحت شدم راستش. حس خوبی نبود خب.​​​​​​

گفتم مگر قهوه‌ایه؟ من قبلا گفته‌بودم توی رنگا مشکل دارم.

همونجا خود امیر ناراحت شد از حرف خودش و گفت حواسم نبود و نباید اینجور میگفتم.

تا چنددقیقه هم درگیر بود که من ناراحت نشده‌باشم.

من ناراحت شدم ولی واقعا عمدی نبودحرفش ومیدونم یه لحظه یادش رفت فقط

و این مشکلیه که من دارم و اون بیچاره تقصیری نداشت.

قلب قهوه‌ای.

خداییش قلب قهوه‌ای به چه درد میخوره برای چی گذاشتنش :"((

امروز از اولش لج بود اینم از پایانش.

: )
© من نوشت