من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

این دوره باطل

شنبه بیستم فروردین ۱۴۰۱، 15:43

این مدت بیشتر از همیشه از دنیای کوچکم دلگیرم.

خودمم متاسفانه دارم همون چیزی میشم که ازش فرار میکردم.

__

نمی‌تونم با دوستام درد دل کنم.

حقیقتش اینه دوست ندارم مطالبی که ناراحتم میکنم

رو به کسی بگم و راحت نیستم.

و خب شرایط من مال خودمه.

گاهی اوقات سعی میکنم با بقیه صحبت کنم و ازشون پیشنهاد بگیرم برای تغییر ولی زیاد راحت نیستم.

توی توییترم راحت نیستم که خودمو به اشتراک بذارم.

اینجا رو ولی دوست دارم‌. کسی منو نمیشناسه و هیچ وقتم قرار نیست بشناسه و قضاوتی نمیکنه.

__

کاشکی برای مدتی میتونستم از خودم فرار کنم.

یا حداقل از بقیه فرار کنم.

 و یکم در آسودگی استراحت کنم.

کارای دانشگاه هم این ترم آخری اذیت کننده و زیاد شده.

منم واقعا کم حوصله شدم و به خوبی حس می‌کنم پنچر شدم.

کاشکی برم مسافرت.

خیلی وقته تفریح نداشتم و به خودم حق میدم الان اینجور پنچر افتاده باشم گوشه خونه:"(

__

روحیه‌ی جدیدم بهونه گیر شده.

امان از این انسان.

: )
© من نوشت