همیشه همینجا
اینجا تنها جاییه که میتونم فشار وارد بر خودمو کم کنم.
انگار که جای گریه کردن، نوشتن جایگزین شده.
مشخص نیست چرا توی مسائلی که من دخالتی نداشتم
خودمو مقصر میدونم.
انگار به عذاب وجدان دائمی دچار شدم.
بیاساس و مسخره.
تا اوایل شب حالم خوب بود
آخر شب یه دفعه استرس بدی گرفتم.
دوستم یه چیزایی گفت که بهمم ریخت
و از اون سمت خانواده هم دچار تنش کوتاهی بود
بعدشم خواهرم یه چیزی رو گفت.
پشت سر هم اتفاق افتادن و من نتونستم اینا رو هضم کنم.
میدونم اینا چیزی نیست که بخوام ناراحتی برای خودم ایجاد کنم ولی خب الان ناراحتم و دست خودم نیست.
توی عید هم همهش خونه بودم و حس میکنم فشار بیش از اندازهای از این بابت بهم وارد شده.
کلا ما زیاد بیرون نمیریم ولی امسال واقعا برام طاقت فرسا بود. توی خونه و ظرف شستن پشت سر هم.
حس میکنم تموم شدم.
__