من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

پایان

پنجشنبه دوم بهمن ۱۳۹۹، 1:58

امتحانام تموم شدن

نمره هام اصلا و ابدا جالب نیستن

و ابن جالب نبودشون به خاطر اساتیده.

کل خستگی تو تنم مونده.

استاد گرامی به کل سه گروه ۱۷ داده و حتی امتحانا و

کارا رو چک‌نکرده.😑

از بقیه نمیگم

___

دوستم با یه پسر گوگولی رل زده

جدای رابطه ی اونا فهمیدم من

واقعا سختگیرم

برای دوست شدن با کسی ممکن ماه ها طولش بدم

و زیر نظرش داشته باشم تا ببینم به درد میخوره یا

نه و بعد از اونم دو ماهی طول میکشه تا صمیمی شم

و مهر اطمینان بزنم

پروسه ی واقعا طولانیه

حق میدم به همه خسته بشن

ولی نمیتونم اعتمادم کنم.

__

امروز رفتم از این پسره چند تا سوال درسی بپرسم

وسطش دیدم داریم لاس میزنیم😐

خیلی عجیب بود،با سوال درسی

شروع کردم و وسطش به چه فیلمایی میبینی

رسید

ولی خیلی محترمانه بحثو بستم و فرار کردم🤓

__

لطفا یه آقای محترم برای من بفرستید = )

__

هنوز مرحله اول مقاله م

استادم میکشتم 

لعنت به وسواس، هر چی مینویسم حس میکنم

کمه.

____

آناکارنینا رو شروع کردم و تا الان به دلم نشسته*_*

: )
© من نوشت