من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

بله

یکشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۹، 2:1

تصمیم جدیدی گرفتم

_کتابا دو دسته میشن

اونایی که صرفا برای لذت بردن میخونم

و اونایی که باید روزها درباره شون خوند

نقد کرد و حرف زد.

__

اولین نقد جدی م رو نوشتم،البته بیشتر شبیه نظر بود

اما شکستن مقاومت درونی م خیلی مهم بود

حدود ۴تا یادداشت مختلف نوشتم، تا در آخر تصمیم گرفتم

یکی رو بذارم. 

 (برای این نظر دوباره کتاب رو تورق کردم، جاهای مهم ش

رو توی دفتر نوشتم و رویدادها رو کنار هم گذاشتم‌.

فکر نمیکردم اینقدر مفید باشه، نکات خیلی زیادی از

داستان رو پیدا کردم،شخصیت ها رو بهتر متوجه شدم اما وقت زیادی ازم گرفت‌. 

یه جاهایی مجبور بودم برم تو گروه از بچه ها بپرسم.

یه جاهایی مقاله های انگلیسی رو با سواد اندکم خوندم

و خب چرا قبلا این کارو نمیکردم؟)

 

__

دلم خواست دوباره بریکینگ بد رو ببینم

روی گوشی گذاشتمش،یکم یادآوری و بازی با خاطرات کنم

 

____

باید برم ارتودنسی و هزاران درصد مطمینم که

باید دندون های عقلم رو بکشم و مثلللل چی میترسم

واقعا برام شده یه ترس بزرگ‌.

البته من از خون میترسم. از این که توی دهنم

کاری کنن که خون بیاد میترسم و حالم بد میشه.

این چند وقت خیلی بدتر شدم و نسبت به هر وضعیت

ان نرمالی واکنش نشون میدم و

همینم منو بیشتر میترسونه.

از درد کشیدن هم میترسم🤐

حالا قبل از کشیدن میرم این دندون که پوسیده شده رو

درست کنم تا نزده به عصب و دهنم کامل سرویس شه

اقا اگر دندون سالم و مرتب دارید ازتون متنفرم🥺

___

خرید کنسل شد،خواهرم دعوام کرد🤧

گفت آدم باش🙄

بذار یه دفعه ای چیز درست حسابی بخر به جای

اشغال پاشغال 🥺 

___

 

: )
© من نوشت